ترجمه "hostile" به فارسی
دشمن, خصمانه, متخاصم بهترین ترجمه های "hostile" به فارسی هستند.
hostile
adjective
noun
دستور زبان
An enemy; esp., an American Indian in arms against the whites; -- commonly in the plural. [..]
-
دشمن
nounWe flush three hostiles topside, you light'em up.
ما سه تا دشمن رو بیرون می فرستیم و شما بهشون تیراندازی کنن.
-
خصمانه
adverb adjectiveYeah, they're really worried that I'm gonna create a hostile work environment.
آره ، اونا واقعاً نگران اين هستن که من يه فضاي کاري خصمانه درست کنم.
-
متخاصم
We're playing in front of a hostile crowd today.
آقايون ، ما امروز در برابر يک گروه متخاصم بازي مي کنيم.
-
ترجمه های کمتر
- مخالف
- خصم
- دشمنانه
- ناسازگار
- ضد
- ناوردی
- پرکینه
- کیاگن
- (بازرگانی و مالیه) وابسته به بدست آوردن اکثریت سهام و مهار شرکت علیرغم میل مدیران آن
- خصومت آمیز
- غیر دوستانه
- وابسته به دشمن
- کین آمیز
- کین توز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hostile " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hostile" با ترجمه به فارسی
-
(جمع) جنگ · خصومت · دشمنی · سو نیت · عداوت · عمل خصمانه · عملیات جنگی · پرخاشجویی · کار دشمنی آمیز · کین · کینه
-
بیمارستان خطرناک
-
عدوات، خصومت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن