ترجمه "hostess" به فارسی
میزبان, صاحبخانه, (رستوران) راهنما و سرپیشخدمت (که مشتریان را می نشاند) بهترین ترجمه های "hostess" به فارسی هستند.
hostess
verb
noun
دستور زبان
A female host. [..]
-
میزبان
nounBut their hostess appeared not to observe this, and kept purposely drawing her into the conversation.
اما ظاهراً خانم میزبان توجهی به این حال نداشت و کاری کرد که خواهرش را به گفتگو بکشاند.
-
صاحبخانه
noun -
(رستوران) راهنما و سرپیشخدمت (که مشتریان را می نشاند)
-
ترجمه های کمتر
- (زن) مسافرخانه چی
- (زن) میزبان
- (هواپیما) مهماندار
- زوجه ی مسافرخانه چی
- صاحب مهمانی
- مهمان خدا
- مهمانخانه چی
- مهماندار هواپیما
- مهمانی دهنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hostess " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hostess"
عباراتی شبیه به "hostess" با ترجمه به فارسی
-
مهماندار هواپیما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن