ترجمه "hot" به فارسی

گرم, داغ, تند بهترین ترجمه های "hot" به فارسی هستند.

hot adjective verb دستور زبان

Of an object, having a high temperature. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرم

    adjective

    feeling the sensation of heat [..]

    It was hot, with the sweet languor of a Pacific summer about it all.

    هوا گرم بود، اما رخوت دلچسب تابستان اقیانوس کبیر در هوا موج میزد.

  • داغ

    adjective

    having a high temperature

    Is the water hot enough to make the tea?

    آیا برای تهیه چای، آب به اندازه کافی داغ است؟

  • تند

    adjective

    But I can taste sweet and hot at the same time, it's great!

    ولی همزمان هم شیرینه هم تند فوق العاده است

  • ترجمه های کمتر

    • سوزان
    • سرخ
    • خشمگین
    • پرحرارت
    • شدید
    • پرشور
    • برآشفته
    • سخت
    • پرتنش
    • حشری
    • معرکه
    • حاد
    • جوشی
    • تفتان
    • پرادویه
    • پرتکاپو
    • تفت
    • نارنجی
    • قاچاق
    • (اخیرا) دزدی شده
    • (از نظر جنسی) تحریک شده
    • (برق) برقدار
    • (خودمانی) عالی
    • (رنگ حاکی از داغی) قرمز
    • (رنگ) تند 3
    • (عامیانه - مسابقه و قمار و انتخابات و غیره) موفق
    • (فیزیک اتمی) بسیار تابشگر
    • (مال) مسروقه
    • آتشی (مزاج)
    • از نزدیک (در تعقیب) 1
    • بسیار رادیواکتیو 2
    • به طور داغ
    • به گرمی
    • تازه وارد
    • تند (مزه یا بو)
    • جنجال آفرین
    • خشم آلود
    • خوش شانس
    • خیلی خوب
    • داغ داغ
    • دهان سوز
    • زود خشم
    • سرچنگ 0
    • شهوت زده
    • مورد بحث روز
    • مورد تعقیب پلیس 5
    • نزدیک به هدف
    • پرموفقیت 6
    • چشم گیر
    • گرم و تازه 4
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hot

An option on the Ratings drop-down list on the General tab that indicates that a lead or opportunity has high interest. [..]

+ اضافه کردن

"Hot" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hot در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

HOT Acronym

Hybrid orientation technique [..]

+ اضافه کردن

"HOT" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای HOT در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "hot" با ترجمه به فارسی

  • سس تند
  • ماده تاریک داغ
  • گرممه
  • مقادیر داغی
  • (خودمانی - اتومبیلی که ابزار تجملی و تزیینی آنرا کنده و موتور آنرا برای سرعت بیشتر تقویت کرده اند) گرم تاز · رجوع شود به hot rodder · هات راد
  • (انگلیس - خوراک پزی) آبگوشت سیب زمینی
  • جنگ واقعی · جنگ گرم (در برابر : جنگ سرد cold war)
اضافه کردن

ترجمه های "hot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه