ترجمه "hostel" به فارسی

هتل, مسافرخانه, شبانهروزی بهترین ترجمه های "hostel" به فارسی هستند.

hostel verb noun دستور زبان

A budget-oriented overnight lodging place, with dormitory accommodation and shared facilities [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هتل

    noun

    I've checked every hotel and hostel in the area.

    من همه هتل ها و مسافرخونه هاي توي اين منطقه رو گشتم.

  • مسافرخانه

    noun

    cheap, sociable accommodation

  • شبانهروزی

    She lived in a hostel with thirty other girls 'Always in the stink of women!

    همراه سی دختر دیگر در یک شبانهروزی زندگی میکرد این جمله معترضه را به گفته افزود که: همیشه درمیان بوی گند زنها!

  • ترجمه های کمتر

    • مهمانسرا
    • مهمانخانه
    • (هنگام سفر) در مهمانسرا توقف کردن
    • خوابگاه دانشجویی
    • رجوع شود به youth hostel
    • شبانه روزی
    • شبانه روزی جوانان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hostel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hostel
+ اضافه کردن

"Hostel" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hostel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "hostel" با ترجمه به فارسی

  • (قدیمی) مسافرخانه چی · مشتری مسافرخانه · مهمان دار مهمانسرا
  • (کانادا) مدرسه ی شبانه روزی دولتی برای سرخپوستان و اسکیموها
  • خوابگاه جوانان · شبانه روزی جوانان · هتل · هتل جوانان (ویژه ی جوانانی که با دوچرخه یا اسب و غیره به سفر می روند)
اضافه کردن

ترجمه های "hostel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه