ترجمه "housemaid" به فارسی

کلفت, دختر, مستخدمه بهترین ترجمه های "housemaid" به فارسی هستند.

housemaid verb noun دستور زبان

A female servant attached to the non-servant quarter part of the house. (as opposed to a scullery maid.) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلفت

    noun

    We had a cook and a housemaid and an odd man.

    یک آشپز داشتیم و یک کلفت و یک نوکر.

  • دختر

    noun

    They were now on the second floor, and the appearance of a housemaid prevented any farther conversation.

    دیگر به طبقه دوم رسیده بودند. سروکله دختر خدمتکاری پیدا شـد و نتوانستند صحبت را ادامه بدهند.

  • مستخدمه

    noun

    That grim old housemaid, Ellen Atkins, went about grumbling Suppose any of the gentlemen had seen?

    آن مستخدمه پیر عبوس، الن آتکینز، راه میرفت و غر میزد اگر یکی از آقایان دیده بود چه؟

  • ترجمه های کمتر

    • خدمتگزار
    • خدمتکار خانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " housemaid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "housemaid" با ترجمه به فارسی

  • (پزشکی) آماس کاسه ی زانو (معمولا به خاطر زانو زدن زیاد)
اضافه کردن

ترجمه های "housemaid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه