ترجمه "housemate" به فارسی

هم آپارتمان, هم خانه, هم منزل بهترین ترجمه های "housemate" به فارسی هستند.

housemate noun دستور زبان

Someone living in the same house. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هم آپارتمان

  • هم خانه

    She's one of my new psycho housemates. Unh!

    یکی از هم خونه ای های روانیه منه

  • هم منزل

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " housemate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "housemate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه