ترجمه "hue" به فارسی

فام, رنگ, نما بهترین ترجمه های "hue" به فارسی هستند.

hue noun verb دستور زبان

A color, or shade of color, blee; tint; dye. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فام

    color or shade of color; tint; dye

  • رنگ

    noun

    The shelves, blue and slate, had taken on a different hue.

    قفسههای سنگی و آبی، رنگ دیگری به خود گرفته بودند.

  • نما

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • پرده رنگ
    • رنگی
    • ظاهر
    • داد
    • گون
    • تصویر
    • فریاد
    • بینابفام
    • دیز
    • چرده
    • قیافه
    • (در اصل) ظاهر
    • (سایه های گوناگون رنگ بخصوص) سایه رنگ
    • برو رو
    • ته رنگ
    • رنگ (به ویژه خواص مشخصی مانند طول موج و غیره که اجازه می دهد جای آن در طیف تعیین شود)
    • هریک از هفت رنگ طیف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hue " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hue proper

A notable port city in central Vietnam [..]

+ اضافه کردن

"Hue" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hue در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "hue"

عباراتی شبیه به "hue" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hue" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه