ترجمه "hugeness" به فارسی
بزرگی, تنومندی, کلانی بهترین ترجمه های "hugeness" به فارسی هستند.
hugeness
noun
دستور زبان
the quality of being huge; immensity or enormity [..]
-
بزرگی
nounWe're never gonna find her in this huge ship.
تو سفینه ی به این بزرگی هرگز پیداشون نمیکنیم.
-
تنومندی
In one corner stood a huge summer flowering magnolia,
در گوشهای از باغ، ماگنولیای تابستانی و تنومندی قرار داشت ،
-
کلانی
-
ترجمه های کمتر
- زیادی
- بزرگی جثه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hugeness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hugeness" با ترجمه به فارسی
-
بسیار بزرگ · تنومند · حجیم · ستبر · سترگ · عظیم · قوی هیکل · نهمار · ژنده · کلان · کنجر · گت · گزاف
-
خیلی زیاد · زیاد
-
بسیار بزرگ · تنومند · حجیم · ستبر · سترگ · عظیم · قوی هیکل · نهمار · ژنده · کلان · کنجر · گت · گزاف
-
خیلی زیاد · زیاد
-
بسیار بزرگ · تنومند · حجیم · ستبر · سترگ · عظیم · قوی هیکل · نهمار · ژنده · کلان · کنجر · گت · گزاف
-
بسیار بزرگ · تنومند · حجیم · ستبر · سترگ · عظیم · قوی هیکل · نهمار · ژنده · کلان · کنجر · گت · گزاف
-
بسیار بزرگ · تنومند · حجیم · ستبر · سترگ · عظیم · قوی هیکل · نهمار · ژنده · کلان · کنجر · گت · گزاف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن