ترجمه "hulk" به فارسی

لاشه, لندهور, کندواله بهترین ترجمه های "hulk" به فارسی هستند.

hulk verb noun دستور زبان

An old ship which is no longer in use [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لاشه

    noun

    The poor lifeless hulk.

    لاشه ی بیچاره ی بیجان

  • لندهور

  • کندواله

  • ترجمه های کمتر

    • یغور
    • نهنگ
    • وال
    • (جمع) بقایا
    • (دراصل) کشتی (به ویژه کشتی بزرگ و کندرو)
    • (لاشه ی هر چیز) بدنه
    • (محلی) با پشت خمیده و گام های آهسته و سنگین راه رفتن
    • (معمولا با :up)برجسته و بزرگ شدن
    • (هر چیز بزرگ و بد قواره) کت وکلفت
    • (کشتی که به عنوان زندان به کار برده شود) ناو زندان
    • بدنه کشتی
    • بدنه ی کشتی (از کار افتاده)
    • ستبر به نظر رسیدن
    • غول پیکر
    • غولسان شدن
    • قاطع بودن
    • لاشه کشتی
    • لاشه ی کشتی
    • متلاطم شدن
    • مسلط بودن
    • ناو لاشه
    • نره غول
    • گل و گنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hulk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hulk noun proper دستور زبان

(comics) A fictional character within the Marvel Comics Universe. [..]

+ اضافه کردن

"Hulk" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hulk در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "hulk"

عباراتی شبیه به "hulk" با ترجمه به فارسی

  • بزرگ و سنگین (معمولا بد قواره) لندهور · نره غول · کت و کلفت · یغور (hulky هم می گویند)
اضافه کردن

ترجمه های "hulk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه