ترجمه "hull" به فارسی

پوست, بدنه, کاسه بهترین ترجمه های "hull" به فارسی هستند.

hull verb noun دستور زبان

The outer covering of a fruit or seed [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست

    noun

    and not worry about peak rice hull or peak cottonseed hulls,

    و نگرانی در مورد افزایش پوست برنج یا پوسته پنبه دانه نداشته باشید،

  • بدنه

    noun

    He shouts a word of magic and the hull of the plane starts to close.

    کلمهای جادویی فریاد میزند و بدنه هواپیما شروع به بسته شدن میکند.

  • کاسه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • قشر
    • برونپوش
    • نیامک
    • پوشینه
    • لفاف
    • (با اژدر و غیره بدنه ی کشتی را سوراخ کردن ) ناوتن شکافی کردن
    • (به طور کلی) پوشش
    • (پوسته ی خارجی تخم و میوه ی گیاه) سبوس (گندم و غیره)
    • بدنه ی کشتی (سوای دکل ها واتاق های روی عرشه و تجهیزات و غیره)
    • تنه (تانک و هواناو و غیره)
    • شهر هال (در انگلستان)
    • ناوتن (تنه ی هواپیمای آب نشین یا وسایل نقلیه ی خشکی -آبی و غیره که آب در آن رخنه نمی کند)
    • نیام (لوبیا و غیره)
    • پوست (یا نیام و غیره ی تخم و میوه را)کندن
    • کاسه گل
    • کجی (گردو و غیره)
    • گریبانه (توت فرنگی و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hull " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hull proper noun

Any of various cities in the United Kingdom, Canada, and the United States (see the Wikipedia article). [..]

+ اضافه کردن

"Hull" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hull در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "hull"

عباراتی شبیه به "hull" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hull" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه