ترجمه "hulled" به فارسی
پوست کنده ترجمه "hulled" به فارسی است.
hulled
adjective
verb
دستور زبان
Deprived of the hulls. [..]
-
پوست کنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hulled " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hulled" با ترجمه به فارسی
-
(با اژدر و غیره بدنه ی کشتی را سوراخ کردن ) ناوتن شکافی کردن · (به طور کلی) پوشش · (پوسته ی خارجی تخم و میوه ی گیاه) سبوس (گندم و غیره) · بدنه · بدنه ی کشتی (سوای دکل ها واتاق های روی عرشه و تجهیزات و غیره) · برونپوش · تنه (تانک و هواناو و غیره) · شهر هال (در انگلستان) · قشر · لفاف · ناوتن (تنه ی هواپیمای آب نشین یا وسایل نقلیه ی خشکی -آبی و غیره که آب در آن رخنه نمی کند) · نیام (لوبیا و غیره) · نیامک · پوست · پوست (یا نیام و غیره ی تخم و میوه را)کندن · پوشینه · کاسه · کاسه گل · کجی (گردو و غیره) · گریبانه (توت فرنگی و غیره)
-
کوردل هال (وزیر برون مرز - امریکا)
-
بدنه دنده دنده، بدنه دنده دار · شلمون دار، شلمان دار
-
سبوسگیری · پوستهكني
-
پوستههاي شلتوک برنج · پوستههای برنج
-
قایق بادی سختتنه
-
پوش محدب
-
(با اژدر و غیره بدنه ی کشتی را سوراخ کردن ) ناوتن شکافی کردن · (به طور کلی) پوشش · (پوسته ی خارجی تخم و میوه ی گیاه) سبوس (گندم و غیره) · بدنه · بدنه ی کشتی (سوای دکل ها واتاق های روی عرشه و تجهیزات و غیره) · برونپوش · تنه (تانک و هواناو و غیره) · شهر هال (در انگلستان) · قشر · لفاف · ناوتن (تنه ی هواپیمای آب نشین یا وسایل نقلیه ی خشکی -آبی و غیره که آب در آن رخنه نمی کند) · نیام (لوبیا و غیره) · نیامک · پوست · پوست (یا نیام و غیره ی تخم و میوه را)کندن · پوشینه · کاسه · کاسه گل · کجی (گردو و غیره) · گریبانه (توت فرنگی و غیره)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن