ترجمه "Human" به فارسی
انسان, انسان, آدم بهترین ترجمه های "Human" به فارسی هستند.
Human
Human (Star Trek) [..]
-
انسان
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Human " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
human
adjective
verb
noun
دستور زبان
(no comparative or superlative) Of or belonging to the species Homo sapiens or its closest relatives. [..]
-
انسان
nouna human being [..]
Just when the first human beings will reach Mars remains to be seen.
به وقتی واقعا اولین انسان بر مریخ پای بگذارد، زمان باقی است.
-
آدم
propera human being
If you join forces with him, millions of humans will die.
اگه بهش ملحق بشی ميليون ها آدم مي ميرن.
-
آدمی
nouna human being
I wanted no more riotous excursions with privileged glimpses into the human heart.
دیگر گشت و گذارهای پر آشوب را به خاطر چند نگاه خصوصی به درون قلب آدمی نمیخواستم .
-
ترجمه های کمتر
- مردم
- مشیه
- انسانی
- آدمیزاد
- شخص
- بشری
- ادم
- آدمیزادی
- خاکزاد
- بامهربانی
- دوپای
- انسی
- (دارای ویژگی های انسانی مانند حسادت یا شجاعت و غیره)
- آدمی (بیشتر به صورت human being به کار می رود)
- انسان (ابهامزدایی)
- با انسانیت
- وابسته به نژاد بشر (گونه ی Homo sapiens)
- وابسته به یا توسط انسان ها
تصاویر با "Human"
عباراتی شبیه به "Human" با ترجمه به فارسی
-
دهان انسان
-
منابع انسانی
-
اعلامیه جهانی حقوق بشر
-
مدیریت منابع انسانی
-
بارداری
-
رفتار انسان · رفتار انسانی · نگرشها
-
رفتارشناسی
-
اشكال نتاج · دودمان · دودمان بهنژادي · زاده · زاده جانوري · زاده گياهي · فرزند انسان · نتاج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن