ترجمه "human being" به فارسی
آدمی, انسان, خاکزاد بهترین ترجمه های "human being" به فارسی هستند.
human being
noun
دستور زبان
A person; a large sapient, bipedal primate, with notably less hair than others of that order, of the species Homo sapiens. [..]
-
آدمی
nounperson
You're the first human being I've seen, at least in the last week.
شما اولین آدمی هستید که ظرف هفته اخیر دیدهام.
-
انسان
nounperson
Just when the first human beings will reach Mars remains to be seen.
به وقتی واقعا اولین انسان بر مریخ پای بگذارد، زمان باقی است.
-
خاکزاد
nounperson
-
ترجمه های کمتر
- ادم
- انسانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " human being " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "human being"
عباراتی شبیه به "human being" با ترجمه به فارسی
-
آدمیزاد · انسانها · جنس بشر · مردم · مردمی · موجودات انساني · نوع انسان · هومو ساپيانس
-
آدمیزاد · انسانها · جنس بشر · مردم · مردمی · موجودات انساني · نوع انسان · هومو ساپيانس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن