ترجمه "humane" به فارسی

مهربان, رحیم, ادبگر بهترین ترجمه های "humane" به فارسی هستند.

humane adjective دستور زبان

Having regard for the health and well-being of another; compassionate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهربان

    adjective

    Not at all, but I think there is a more humane way to feed.

    نه اصلا ، ولي فکر ميکنم يه روش خيلي مهربان تر براي تغذيه وجود داره

  • رحیم

    adjective
  • ادبگر

  • ترجمه های کمتر

    • نیکساز
    • بخشنده
    • مهرآمیز
    • (دارای ویژگی های خوب انسانی) انسانی
    • آدم ساز
    • ادب آموز
    • با انسانیت
    • تزکیه انگیز
    • دل نرم
    • فرهیخت گر
    • متمدن کننده
    • مردمی خو
    • منزه کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " humane " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "humane" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "humane" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه