ترجمه "humanist" به فارسی
(اواخر قرون وسطی دراروپا) اومانیست, (با H بزرگ) انسان گرای, انسان مدار بهترین ترجمه های "humanist" به فارسی هستند.
humanist
adjective
noun
دستور زبان
a scholar of one of the subjects in the humanities [..]
-
(اواخر قرون وسطی دراروپا) اومانیست
-
(با H بزرگ) انسان گرای
-
انسان مدار
-
ترجمه های کمتر
- اهل مطالعه علوم انسانی
- مردمی گرای
- مردمی گرایانه
- معتقد به اصالت وکفایت انسان
- وابسته به انسان گرایی
- وابسته به اومانیسم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " humanist " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "humanist" با ترجمه به فارسی
-
وابسته به تحصیل ادبیات و اثار باستانی یونان و رم مبنی برانسانیت
-
علوم انسانی
-
طبیعتگرایی انسانگرا
-
روانشناسی انسانگرایانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن