ترجمه "humanitarian" به فارسی
انسان دوست, انسان دوستانه, مردم دوست بهترین ترجمه های "humanitarian" به فارسی هستند.
humanitarian
adjective
noun
دستور زبان
Concerned with people's welfare, and the alleviation of suffering; humane or compassionate. [..]
-
انسان دوست
Einstein became a humanitarian,
اینشتین یک انسان دوست شد.
-
انسان دوستانه
My husband formally approved our own humanitarian package for eighty million.
شوهرم رسما بسته ي انسان دوستانه ي آمريکا به ارزش 80 ميليون دلار رو تصويب کرد.
-
مردم دوست
-
ترجمه های کمتر
- نوع دوست
- نوع دوستانه
- پیرو فسلفه ی انسان گرایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " humanitarian " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "humanitarian" با ترجمه به فارسی
-
حقوق بینالملل بشردوستانه
-
(این باور: کار عمده ی انسان ها باید فراهم آوری سعادت دنیوی باشد) (این باور: انسان می تواند حتی بدون جهان ماوراالطبیعه هم به کمال و سعادت برسد) انسانیت گرایی · انسان دوستی · انسان محوری · انسان گرایی · بشر دوستی · بشردوستی · مردم دوستی · نوع پرستی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن