ترجمه "humiliation" به فارسی

تحقیر, توهین, رنج بهترین ترجمه های "humiliation" به فارسی هستند.

humiliation noun دستور زبان

The act of humiliating or humbling someone; abasement of pride; mortification. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تحقیر

    He had wanted to revenge himself for the pain and the humiliation he had endured.

    خواسته بود تلافی تمام تحقیر شدنهایی را که تحمل کرده بود در بیاورد.

  • توهین

    He felt for the first time the humiliation of poverty.

    وی برای نخستین بار حقارت و توهین فقر را حسمیکرد.

  • رنج

    noun

    He was going out of his way to hurt and humiliate her and she writhed as she thought how she had longed for his homecoming

    از رفتار او آن چنان رنج دیده مینمود که از آرزوی برگشت او پشیمان شد .

  • ترجمه های کمتر

    • اهانت
    • پستی
    • اندوه
    • خوارسازی
    • الم
    • غم وغصه
    • پست سازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " humiliation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "humiliation" با ترجمه به فارسی

  • آيريدوميرمكس هوميليس · لینهپیتما هومیله
  • آيريدوميرمكس هوميليس
  • england
  • استیلوسانتس هومیلیس
  • استیلوسانتس هومیلیس
  • اهانت کردن · اهانت کردن به · تحقیر کردن · خفت دادن · خوار کردن · ریاضت دادن · سرافکنده کردن · سرشکسته کردن · شرمسار کردن · هاژیدن · پست کردن
  • تحقیر آمیز · توهین امیز · پست سازنده خوار کننده · پست کننده
  • اهانت کردن · اهانت کردن به · تحقیر کردن · خفت دادن · خوار کردن · ریاضت دادن · سرافکنده کردن · سرشکسته کردن · شرمسار کردن · هاژیدن · پست کردن
اضافه کردن

ترجمه های "humiliation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه