ترجمه "humility" به فارسی

فروتنی, تواضع, افتادگی بهترین ترجمه های "humility" به فارسی هستند.

humility noun دستور زبان

The characteristic of being humble; humbleness in spirit and deportment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فروتنی

    noun

    virtue

    She was struck by the humility of the man whom she had known in his violence and pride.

    از فروتنی قلب این مرد، که وی را زمانی چنان مغرور و سرکش دیده بود، در شگفت ماند.

  • تواضع

    noun

    It took humility and courage on the part of Ezekiel to act out the two prophetic pantomimes.

    حِزْقِیال برای اجرای دو نمایشی که یَهُوَه از او خواسته بود نیاز به تواضع و شهامت داشت.

  • افتادگی

    noun

    His willingness to report his shortcomings in embarrassing detail gives further proof of his humility.

    رغبت او به نوشتن خطاهای خویش با تمام جزئیات خجالتآور آن گواه دیگری بر افتادگی این نبی است.

  • ترجمه های کمتر

    • فروتني
    • خشوع
    • خضوع
    • شکسته نفسی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " humility " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "humility" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "humility" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه