ترجمه "huntsman" به فارسی

شکارچی, صیاد, بشگر بهترین ترجمه های "huntsman" به فارسی هستند.

huntsman noun دستور زبان

A hunter. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکارچی

    noun

    But, coming toward him, he saw hounds and a huntsman galloping almost straight at the wolf.

    ناگهان از روبرو چند سگ و یک شکارچی ظاهر شدند که تقریبا به استقبالشان میشتفاتند.

  • صیاد

    noun
  • بشگر

  • ترجمه های کمتر

    • شكارچی
    • نخجیرگر
    • میرشکار (متصدی سگ های شکاری)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " huntsman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Huntsman proper

A surname.

+ اضافه کردن

"Huntsman" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Huntsman در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "huntsman"

عباراتی شبیه به "huntsman" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "huntsman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه