ترجمه "hurdies" به فارسی

دمبلیچه, لنبر, کفل بهترین ترجمه های "hurdies" به فارسی هستند.

hurdies noun دستور زبان

(British, dialect) buttocks; rump [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دمبلیچه

  • لنبر

  • کفل

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hurdies " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hurdies" با ترجمه به فارسی

  • (آلت موسیقی قدیمی که با چرخاندن یک چرخ و تماس آن با سیم ها به صدا درمی آید) هردی گردی · (عامیانه) رجوع شود به barrel organ
اضافه کردن

ترجمه های "hurdies" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه