ترجمه "husky" به فارسی

خشن, خشک, تنومند بهترین ترجمه های "husky" به فارسی هستند.

husky adjective noun دستور زبان

(of a voice) hoarse and rough-sounding [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خشن

    adjective
  • خشک

    adjective
  • تنومند

  • ترجمه های کمتر

    • پرزبره
    • پرسبوس
    • کلندر
    • (صدای انسان) خشک
    • خس خسی
    • دارای خس خس
    • درشت اندام
    • زبره مانند
    • سبوس دار
    • سبوس مانند
    • سگ سورتمه کش
    • سگ سیبری
    • سگ قطبی
    • قوی هیکل
    • هیکل دار
    • پوکه مانند
    • گت و گنده
    • گرفته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " husky " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Husky noun proper دستور زبان

An Eskimo person. [..]

+ اضافه کردن

"Husky" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Husky در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "husky"

عباراتی شبیه به "husky" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "husky" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه