ترجمه "hutch" به فارسی

جعبه, قفس, کلبه بهترین ترجمه های "hutch" به فارسی هستند.

hutch verb noun دستور زبان

A cage in which a rabbit or rabbits are kept. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جعبه

    noun
  • قفس

    noun

    ♫ And a little rabbit-hutch. ♫

    و قفس یک خرگوش کوچک

  • کلبه

    noun

    Before the snow arrives, We should pitch more hutches

    قبل از اينکه برف بباره ، بايد کلبه هاي زيادي بسازيم

  • ترجمه های کمتر

    • قفسه
    • خانه
    • آغل
    • تشتک
    • مرغدان
    • گنجانه
    • یخدان
    • (جانوران کوچک) لانه
    • (ظرف برای انبار کردن) صندوق
    • (معدن) تغار خاکه شویی
    • درصندوق (و غیره) انبار کردن
    • رجوع شود به hut
    • واگن یا کامیون (ویژه ی حمل خاک معدنی از معدن)
    • کمد چینی آلات (در پایین کشو دارد و در بالا تاقچه)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hutch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hutch" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hutch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه