ترجمه "hyphen" به فارسی
نیمخط, خط تیره, خط فاصله بهترین ترجمه های "hyphen" به فارسی هستند.
hyphen
verb
noun
conjunction
proper
دستور زبان
Symbol "-", typically used to join two or more words to form a compound term, or to indicate that a word has been split at the end of a line. [..]
-
نیمخط
symbol used to join words or to indicate a word has been split
-
خط تیره
The ‐ character, used to break a word between syllables at the end of a line or to separate the parts of a compound word.
-
خط فاصله
Can I give her four names, like a hyphenate?
مي تونم واسش چهار تا اسم انتخاب کنم بعد بينشون خط فاصله بذاريم ؟
-
ترجمه های کمتر
- همراست
- بریدگی
- خط ربط
- رجوع شود به hyphenate
- هایفن (این نشان : - که هنگام هم پیوند کردن دو واژه یا پاره واژه به کار میرود مثلا: (cost-effective یا heavy-handed)
- هم کشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hyphen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hyphen" با ترجمه به فارسی
-
خط تیره گذاری
-
(تبعه ی کشور ولی دارای ریشه ی ملی و فرهنگی خارجی) بیگانه نیا · ناسره · هایفن دار · هم راست دار · هم کشه دار
-
خط تیره اختیاری
-
فاصله گذار
-
رجوع شود به hyphenate
-
هایفن دار کردن · هم راست کردن · هم کشه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن