ترجمه "hyphenate" به فارسی
هایفن دار کردن, هم راست کردن, هم کشه کردن بهترین ترجمه های "hyphenate" به فارسی هستند.
hyphenate
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To break a word at the end of a line according to the hyphenation rules by adding a hyphen on the end of the line. [..]
-
هایفن دار کردن
-
هم راست کردن
-
هم کشه کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hyphenate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hyphenate" با ترجمه به فارسی
-
بریدگی · خط تیره · خط ربط · خط فاصله · رجوع شود به hyphenate · نیمخط · هایفن (این نشان : - که هنگام هم پیوند کردن دو واژه یا پاره واژه به کار میرود مثلا: (cost-effective یا heavy-handed) · هم کشه · همراست
-
خط تیره گذاری
-
(تبعه ی کشور ولی دارای ریشه ی ملی و فرهنگی خارجی) بیگانه نیا · ناسره · هایفن دار · هم راست دار · هم کشه دار
-
خط تیره اختیاری
-
فاصله گذار
-
رجوع شود به hyphenate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن