ترجمه "hypothesis" به فارسی

فرضیه, فرض, نگره بهترین ترجمه های "hypothesis" به فارسی هستند.

hypothesis noun دستور زبان

(sciences) A tentative conjecture explaining an observation, phenomenon or scientific problem that can be tested by further observation, investigation and/or experimentation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرضیه

    proposed explanation for a phenomenon

    This led me, as a behavioral economist, to an intriguing hypothesis.

    بعنوان یک اقتصادان رفتاری این مسئله مرا به فرضیه چشمگیری هدایت کرد.

  • فرض

    noun

    My hypothesis is this: that the spout is nothing but mist.

    فرض من این است که فوران وال چیزی بجز غبار نیست.

  • نگره

  • ترجمه های کمتر

    • گمان
    • حدس
    • تصور
    • برانگاشت
    • نهشته
    • گمانه
    • تخمین
    • ظن
    • (ظن یا پندار یا گمان اثبات نشده که موقتا برای دستیابی به برخی دانستنی ها یا برای بررسی بیشتر بکار می رود) فرضیه
    • پی نهشت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hypothesis " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hypothesis" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hypothesis" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه