ترجمه "hypothetical" به فارسی
فرضی, برانگاشتی, گمانی بهترین ترجمه های "hypothetical" به فارسی هستند.
hypothetical
adjective
noun
دستور زبان
Based upon a hypothesis; conjectural [..]
-
فرضی
adjective nounbased upon a hypothesis
Now, to give you a specific hypothetical example,
خب، برای اینکه مثال فرضی خاصی براتون بزنم
-
برانگاشتی
-
گمانی
-
ترجمه های کمتر
- (منطق) مشروط
- ابداع کننده ی بر انگاشت
- علاقه مند به گمانه های علمی
- وابسته به فرضیه
- پنداری (hypothetic هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hypothetical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن