ترجمه "icily" به فارسی

بطور سرد, به سردی بهترین ترجمه های "icily" به فارسی هستند.

icily adverb دستور زبان

In the manner of ice; with a cold or chilling effect. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بطور سرد

  • به سردی

    That's a lot to ask, Shark says icily.

    شارک به سردی میگوید: کار زیادیه که از ما می خو ای.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " icily " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "icily" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه