ترجمه "icing" به فارسی

یخ پوشه, (آمیزه ای از شکر و کره و سپیده ی تخم مرغ و مواد رنگی که روی کیک و نان شیرینی می مالند) تزیین خامه مانند روی کیک وشیرینی, (هواشناسی) یخ زنی بهترین ترجمه های "icing" به فارسی هستند.

icing noun verb دستور زبان

A sweet glaze made primarily of sugar and often flavored, typically used for baked goods; frosting. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یخ پوشه

  • (آمیزه ای از شکر و کره و سپیده ی تخم مرغ و مواد رنگی که روی کیک و نان شیرینی می مالند) تزیین خامه مانند روی کیک وشیرینی

  • (هواشناسی) یخ زنی

  • ترجمه های کمتر

    • تخته یخ
    • رویه
    • منشور یخی
    • یخچینه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " icing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "icing"

عباراتی شبیه به "icing" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "icing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه