ترجمه "icky" به فارسی

بد, چسبنده, تنفرانگیز بهترین ترجمه های "icky" به فارسی هستند.

icky adjective دستور زبان

unpleasantly sticky; yucky; disgusting [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بد

    adjective

    You wanna see sticky-icky, my friend?

    دلت ميخواد که اون جنس بد و ببيني دوست من ؟

  • چسبنده

    adjective
  • تنفرانگیز

  • ترجمه های کمتر

    • چسبناک
    • ناخوشایند
    • کثیف
    • زننده
    • (امریکا - خودمانی)
    • (به طور ناخوشایند) چسبناک
    • (داستان و غیره) زیاده از حد شیرین و احساساتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " icky " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "icky" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه