ترجمه "iconic" به فارسی

فرتوری, نخشین, پیکری بهترین ترجمه های "iconic" به فارسی هستند.

iconic adjective دستور زبان

Relating to, or having the characteristics of, an icon. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرتوری

  • نخشین

  • پیکری

  • ترجمه های کمتر

    • سنتی
    • (مجسمه ی کامل یا نیم تنه) به سبک متداول
    • نگاره سان
    • وابسته به یا همانند شمایل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " iconic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "iconic" با ترجمه به فارسی

  • (کامپیوتر) دیسه · (کلیسای ارتدکس) تصویر عیسی یا مریم یا مقدسان دیگر (که مورد نیایش قرار می گرفت) · آیکون (دین) · تصویر · تمثال · تندیس · شمایل · فرتور · نخش · نماد · نماد تصویری · نگاره · پیکر
  • تصویرگونگی
  • نقشک
  • نماد فرهنگی
  • پاپ آیکون
اضافه کردن

ترجمه های "iconic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه