ترجمه "icy" به فارسی

یخی, یخبندان, یخسان بهترین ترجمه های "icy" به فارسی هستند.

icy adjective دستور زبان

Pertaining to, resembling, or abounding in ice; cold; frosty. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یخی

    adjective

    I stared at the dark water running beside the icy bank, stared right through it.

    به آب تیره، کنار صخرههای یخی خیره شدم. خونسرد و بی حرکت.

  • یخبندان

    The reason was simple: They shut down school for the icy season.

    دلیلش خیلی ساده بود: مدرسه در فصل یخبندان تعطیل میشد.

  • یخسان

  • ترجمه های کمتر

    • یخپوش
    • غیردوستانه
    • (رفتار و غیره) سرد
    • بسیار سرد
    • مثل یخ
    • پوشیده از یخ
    • یخ زده
    • یخ مانند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " icy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Icy proper

A female given name

+ اضافه کردن

"Icy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Icy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

ICY
+ اضافه کردن

"ICY" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ICY در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "icy" با ترجمه به فارسی

  • سردی · یخ دیسی · یخسانی · یخی
اضافه کردن

ترجمه های "icy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه