ترجمه "ID" به فارسی
(مخفف : identification) برگه ی شناسایی, شناسه (ID card هم می گویند), کارت هویت (مانند شناسنامه و غیره) بهترین ترجمه های "ID" به فارسی هستند.
(transitive) To identify (an object, etc.). [..]
-
(مخفف : identification) برگه ی شناسایی
-
شناسه (ID card هم می گویند)
-
کارت هویت (مانند شناسنامه و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ID " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
The unconscious impulsive component of the personality in the Freudian psychoanalytic model. [..]
-
شناسایی
nounthe man dropped the id and where would he be?
آن مرد کارت شناسایی را انداختاو میتواند کجا باشد
-
نهاد
nounid
The Internet is the superhighway for the id,
اینترنت شاهراهی برای این نهاد است،
-
شناسه
Embeds the module without buttons in window with id
پیمانه را بدون دکمهها توسط شناسه در پنجره پنهان میکند
-
ترجمه های کمتر
- هویت
- خردیزه
- پاریزه
- (جانورشناسی) نشان وابستگی به گروه ویژه ای [ephemerid]
- (زیست شناسی) ذره
- (شیمی) رجوع شود به ide-
- (نجوم) شهابی که از استارگان (مجمع الکواکب) بخصوصی می آید [leonid]
- (پزشکی) واکنش آزیری (آلرژیک) پوست بدن
- اداره ی آگاهی
- ایالت آیداهو
- جسم [energid]
- متعلق به
- وابسته به
"Id" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Id در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "ID" با ترجمه به فارسی
-
(گاهنامه ی روم باستان) روز پانزدهم ماه های مارس و می و جولای و اکتبر و روز سیزدهم سایر ماه ها
-
اندیشه ای · خیالی · وهمی
-
در پایان بخش دوم برخی نام های دو بخشی می آید [sodium chloride] · در پایان نام ترکیبات وابسته به هم [glucoside] · پسوند: (شیمی)
-
(لاتین) بدین معنی که · به عبارت دیگر · یعنی
-
شناسنامه
-
نهاد، خود، فراخود