ترجمه "ide" به فارسی

در پایان بخش دوم برخی نام های دو بخشی می آید [sodium chloride], در پایان نام ترکیبات وابسته به هم [glucoside], پسوند: (شیمی) بهترین ترجمه های "ide" به فارسی هستند.

ide noun دستور زبان

A freshwater fish of the family Cyprinidae , found across northern Europe and Asia, Leuciscus idus . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • در پایان بخش دوم برخی نام های دو بخشی می آید [sodium chloride]

  • در پایان نام ترکیبات وابسته به هم [glucoside]

  • پسوند: (شیمی)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ide " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ide proper

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Ide" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ide در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

IDE noun دستور زبان

(computing) integrated development environment [..]

+ اضافه کردن

"IDE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای IDE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "ide" با ترجمه به فارسی

  • (گاهنامه ی روم باستان) روز پانزدهم ماه های مارس و می و جولای و اکتبر و روز سیزدهم سایر ماه ها
  • id
    (جانورشناسی) نشان وابستگی به گروه ویژه ای [ephemerid] · (زیست شناسی) ذره · (شیمی) رجوع شود به ide- · (نجوم) شهابی که از استارگان (مجمع الکواکب) بخصوصی می آید [leonid] · (پزشکی) واکنش آزیری (آلرژیک) پوست بدن · اداره ی آگاهی · ایالت آیداهو · جسم [energid] · خردیزه · شناسایی · شناسه · متعلق به · نهاد · هویت · وابسته به · پاریزه
  • ID
    (مخفف : identification) برگه ی شناسایی · شناسه (ID card هم می گویند) · کارت هویت (مانند شناسنامه و غیره)
  • اندیشه ای · خیالی · وهمی
  • (لاتین) بدین معنی که · به عبارت دیگر · یعنی
  • شناسنامه
  • نهاد، خود، فراخود
  • ID
    (مخفف : identification) برگه ی شناسایی · شناسه (ID card هم می گویند) · کارت هویت (مانند شناسنامه و غیره)
اضافه کردن

ترجمه های "ide" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه