ترجمه "identify" به فارسی
شناختن, شناساندن, همانیدن بهترین ترجمه های "identify" به فارسی هستند.
identify
verb
دستور زبان
(transitive) To establish the identity of someone or something. [..]
-
شناختن
verbThe countess, when she had identified them and laughed at their costumes, went into the drawing room.
کنتس پس از شناختن بازیگران نقاب دار و خندیدن به نمایش و بازی ایشان به اتاق پذیرایی رفت.
-
شناساندن
-
همانیدن
-
ترجمه های کمتر
- (با: with) تداعی کردن
- (روانکاوی) یکی انگاشتن
- (ریاضی) همانند کردن
- (معمولا با: with) همانند پنداشتن
- احساس همدردی کردن با
- برابر دانستن
- تشخیص دادن
- تعیین هویت کردن
- شناسایی کردن
- مشخص کردن
- همانند ساختن
- همانند کردن
- همخوانی کردن با
- همسان کردن
- یکی پنداشتن
- یکی گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " identify " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "identify" با ترجمه به فارسی
-
همانند پنداشتن-برابر دانستن
-
موقعیتیاب
-
شناسه زبان · کد زبان
-
شناسه فرایند
-
شناسه منحصر به فرد
-
شناسه منحصر به فرد جهانی
-
شناسنامه امنیتی
-
شناساگر آزمايشي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن