ترجمه "identity" به فارسی
هویت, شناسایی, همانی بهترین ترجمه های "identity" به فارسی هستند.
identity
noun
دستور زبان
(algebra, computing) Any function which maps all elements of its domain to themselves. [..]
-
هویت
nounknowledge of who one is
Persian Gulf is an element of historical identity of Iranian People.
خلیج فارس بخش از هویت تاریخی ایرانیان است.
-
شناسایی
nounwe will have the capability to find and identity other Earths.
ما این قابلیت را خواهیم داشت تا زمین های دیگر را شناسایی کنیم.
-
همانی
-
ترجمه های کمتر
- برابری
- اینهمانی
- شخصیت
- تيوه
- فردیت
- اتحاد
- شناسه
- کیستی
- همانستی
- هوهویه
- همسانی
- یگانگی
- همانندی
- (ریاضی) همانی
- اتحاد ریاضی
- نام و نشان
- وجود فردی
- وسیله ی شناسایی
- گسترش یکسان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " identity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Identity
-
هویت
Persian Gulf is an element of historical identity of Iranian People.
خلیج فارس بخش از هویت تاریخی ایرانیان است.
عباراتی شبیه به "identity" با ترجمه به فارسی
-
سیمکارت
-
هویت جنسی
-
فردیت · هویت · وجود فردی
-
هویت فرهنگی
-
کارت شناسایی
-
(منطق) گزاره های این همان · قضایای اتحادی
-
ینوناق تماقا و تيعبت ،تيوه ،نس كردم
-
شناسنامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن