ترجمه "identifier" به فارسی
شناسه, معین کننده هویت بهترین ترجمه های "identifier" به فارسی هستند.
identifier
noun
دستور زبان
Something that identifies or uniquely points to something or someone else. [..]
-
شناسه
Any text string used as a label, such as the name of a procedure or a variable in a program or the name attached to a hard disk or floppy disk.
You can not use a povray directive as an identifier
نمیتوانید از یک رهنمود povray به عنوان یک شناسه استفاده کنید
-
معین کننده هویت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " identifier " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "identifier" با ترجمه به فارسی
-
همانند پنداشتن-برابر دانستن
-
موقعیتیاب
-
شناسه زبان · کد زبان
-
شناسه فرایند
-
شناسه منحصر به فرد
-
شناسه منحصر به فرد جهانی
-
شناسنامه امنیتی
-
شناساگر آزمايشي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن