ترجمه "identification" به فارسی
شناسایی, شناسنامه, کارت شناسایی بهترین ترجمه های "identification" به فارسی هستند.
identification
noun
دستور زبان
The act of identifying, or proving to be the same. [..]
-
شناسایی
nounthe state of being identified [..]
I'm going to need to see some identification.
من می خواهم به نیاز به مراجعه به برخی از شناسایی.
-
شناسنامه
nouna document or documents serving as evidence of a person's identity
-
کارت شناسایی
a document or documents serving as evidence of a person's identity
because she shot him through his identification card.
چون گلوله درست روی کارت شناسایی توی جیب بغلش خورده بود.
-
ترجمه های کمتر
- هویت
- شناسايي
- همانندسازی
- همخوانی
- تداعی
- بازشناسي گونه
- تعيين گونه
- تعیین هویت
- شناسایی (گونه)
- همانند سازی
- ورقه ی هویت
- وسیله ی شناسایی (مانند شناسنامه یا گواهینامه ی رانندگی)
- یکی انگاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " identification " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "identification"
عباراتی شبیه به "identification" با ترجمه به فارسی
-
آر اف آی دی · سامانه بازشناسی با امواج رادیویی
-
شماره شناسایی شخصی
-
شناسایی ریسک
-
کلید شناسایی
-
تجهيزات شناسايي جانور
-
همانندسازی فرافکنانه
-
تعيين جنسیت (شناسايي)
-
شناسایی دوست یا دشمن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن