ترجمه "identifiable" به فارسی

قابل شناسايی, قابل شناسایی بهترین ترجمه های "identifiable" به فارسی هستند.

identifiable adjective دستور زبان

Capable of being distinguished and named. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قابل شناسايی

    Possible of being distinguished and named.

  • قابل شناسایی

    That's why she was the only identifiable victim.

    واسه همین اون تنها قربانی قابل شناسایی بوده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " identifiable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "identifiable" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "identifiable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه