ترجمه "illuminator" به فارسی
(شخص یا چیز) روشن کننده, تذهیب کار, تزیین کننده ی نسخه های خطی و متون بهترین ترجمه های "illuminator" به فارسی هستند.
illuminator
noun
دستور زبان
Agent noun of illuminate; one who illuminates; an explainer. [..]
-
(شخص یا چیز) روشن کننده
-
تذهیب کار
-
تزیین کننده ی نسخه های خطی و متون
-
ترجمه های کمتر
- فروغ افکن
- نور افکن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " illuminator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "illuminator" با ترجمه به فارسی
-
روشن نما · روشنگر · فروزان
-
(در چراغانی) چراغ · (نسخه های خطی و غیره) تزیین متن · (نورسنجی - شدت نور در سطح معین) مقدار نور · آشکارسازی · تابش · تابناکی · تذهیب · تنویر · توضیح · روشن سازی · روشن کردن · روشنایی · روشنكردن · روشنگری · ریزنگارگری · زرنگاری · مینیاتور · نور · نورآذینی · نورانی سازی · چراغ آذینی · چراغانی
-
گریگور روشنگر
-
تزئین شده · چراغان
-
رجوع شود به illumination · روشنایی
-
منورشدنی
-
تذهیب
-
روشن · روشن کردن · فروزاندن · نورانی کردن · چراغانی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن