ترجمه "imbalance" به فارسی
عدم تعادل, عدم توازن, ناهمترازی بهترین ترجمه های "imbalance" به فارسی هستند.
imbalance
noun
دستور زبان
The property of not being in balance. [..]
-
عدم تعادل
nounPressure imbalance allows fluid to build up in the lungs.
عدم تعادل فشارخون به مايع اجازه ي تجمع در ريه ها رو مي ده
-
عدم توازن
nounfor any power imbalance or power abuse
عدم توازن و سوءاستفاده از قدرت
-
ناهمترازی
-
ترجمه های کمتر
- ناهمسنگی
- نابرابری
- اختلال مشاعر
- بی ثباتی
- عدم تقارن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imbalance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن