ترجمه "imbalm" به فارسی

حنوط کردن, خوشبو کردن, مومیایی کردن بهترین ترجمه های "imbalm" به فارسی هستند.

imbalm verb دستور زبان

Archaic form of [i]embalm[/i].

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حنوط کردن

  • خوشبو کردن

  • مومیایی کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " imbalm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "imbalm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه