ترجمه "impalpable" به فارسی
نامحسوس, غیرملموس, نابسودنی بهترین ترجمه های "impalpable" به فارسی هستند.
impalpable
adjective
دستور زبان
Not able to be perceived by the senses (especially by touch); intangible or insubstantial [..]
-
نامحسوس
-
غیرملموس
-
نابسودنی
-
ترجمه های کمتر
- ناپرماس
- (آنچه که احساس یا فهم آن مشکل باشد) دشوار
- پرماس ناپذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impalpable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "impalpable" با ترجمه به فارسی
-
بطور بسیارنرم · بطور لمس ناپذیر · چنانکه لتوان با لامسه احساس کرد
-
غیر قابل فهم بودن · غیر محسوس بودن بلامسه · لمس ناپذیری · نرمی بسیار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن