ترجمه "impeach" به فارسی
(شرف یا شهرت یا درستی کسی را) مورد تردید قرار دادن, (مهجور) رجوع شود به impeachment, اعلام جرم کردن بهترین ترجمه های "impeach" به فارسی هستند.
impeach
verb
دستور زبان
To hinder. [..]
-
(شرف یا شهرت یا درستی کسی را) مورد تردید قرار دادن
-
(مهجور) رجوع شود به impeachment
-
اعلام جرم کردن
-
ترجمه های کمتر
- تهمت زدن
- عیب گرفتن از
- متهم کردن
- مقصر قلمداد کردن
- مورد پرسش قرار دادن
- کارمند عالی رتبه را به دادگاه ویژه بردن (وخلع مقام کردن)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impeach " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "impeach" با ترجمه به فارسی
-
روند استیضاح در ایالات متحده آمریکا
-
اتهام · اتهام و تعقیب · استیضاح · اعتراض · اعلام جرم · بازخواست · تردید · مواخذه
-
قابل اتهام · قابل بردن به دادگاه اداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن