ترجمه "imperturbation" به فارسی
ناهراسی, خونسردی, آرامی بهترین ترجمه های "imperturbation" به فارسی هستند.
imperturbation
noun
دستور زبان
Freedom from agitation of mind; calmness.
-
ناهراسی
-
خونسردی
Imperturbable, the physician opened her arms without looking at her
اما دکتر با خونسردی بازوان او را باز کرد
-
آرامی
noun proper adjectivesaid Vautrin, swallowing down his coffee imperturbably
و ترن با آرامی تمام قوهاش را سرکشید.
-
خودداری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imperturbation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "imperturbation" با ترجمه به فارسی
-
ارامش · تشویش ناپذیری · خون سردی
-
ارامش · تشویش نا پذیری · خون سردی
-
با خون سردی · بارامی · بطور تشویش ناپذیر
-
آرام · تشویش ناپذیر · خونسرد · ناهراس · نگران نشدنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن