ترجمه "imperturbability" به فارسی
ارامش, تشویش نا پذیری, خون سردی بهترین ترجمه های "imperturbability" به فارسی هستند.
imperturbability
noun
دستور زبان
a state of calm, unruffled self-assurance; aplomb, composure [..]
-
ارامش
-
تشویش نا پذیری
-
خون سردی
She was not put out, but went on imperturbably to the very last note
آنا از ان آشوبی به دل راه نداد و با خون سردی بسیار تا نوتاخر نواخت،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imperturbability " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "imperturbability" با ترجمه به فارسی
-
ارامش · تشویش ناپذیری · خون سردی
-
آرامی · خودداری · خونسردی · ناهراسی
-
با خون سردی · بارامی · بطور تشویش ناپذیر
-
آرام · تشویش ناپذیر · خونسرد · ناهراس · نگران نشدنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن