ترجمه "impetuous" به فارسی
تندخو, عجول, دیوسار بهترین ترجمه های "impetuous" به فارسی هستند.
impetuous
adjective
دستور زبان
Making arbitrary decisions, especially in an impulsive and forceful manner. [..]
-
تندخو
adjectiveMutt can be a little impetuous.
مات ممکنه يه کم تندخو باشه
-
عجول
adjective -
دیوسار
-
ترجمه های کمتر
- پرشدت
- (آنچه که با نیرو و شدت زیاد حرکت کند) پرخشونت
- (کسی که با شتاب و نسنجیده عمل کند) شتابزده
- بى پروا
- بی صبر
- بی قرار و دمدمی
- بی پروا
- تابع امیال آنی
- ناگه کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impetuous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "impetuous" با ترجمه به فارسی
-
انگيختار · انگيزه · انگیزان · انگیزه · برانگیزنده · تکان · تکانگر · جنبش زا · مشوق · نیروی برانگیزنده · نیروی جنبش · نیروی حرکتی · گشتاور
-
بی پروایی · تندی · تهور
-
ازروی بی پروایی · تند · متهورانه
-
انگيختار · انگيزه · انگیزان · انگیزه · برانگیزنده · تکان · تکانگر · جنبش زا · مشوق · نیروی برانگیزنده · نیروی جنبش · نیروی حرکتی · گشتاور
-
انگيختار · انگيزه · انگیزان · انگیزه · برانگیزنده · تکان · تکانگر · جنبش زا · مشوق · نیروی برانگیزنده · نیروی جنبش · نیروی حرکتی · گشتاور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن