ترجمه "impetuousness" به فارسی
تهور, تندی, بی پروایی بهترین ترجمه های "impetuousness" به فارسی هستند.
impetuousness
noun
دستور زبان
(uncountable) The state or quality of being impetuous; making arbitrary decisions. [..]
-
تهور
noun -
تندی
Never! she cried impetuously.
اما به تندی جواب داد: هرگز!
-
بی پروایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impetuousness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "impetuousness" با ترجمه به فارسی
-
(آنچه که با نیرو و شدت زیاد حرکت کند) پرخشونت · (کسی که با شتاب و نسنجیده عمل کند) شتابزده · بى پروا · بی صبر · بی قرار و دمدمی · بی پروا · تابع امیال آنی · تندخو · دیوسار · عجول · ناگه کار · پرشدت
-
انگيختار · انگيزه · انگیزان · انگیزه · برانگیزنده · تکان · تکانگر · جنبش زا · مشوق · نیروی برانگیزنده · نیروی جنبش · نیروی حرکتی · گشتاور
-
ازروی بی پروایی · تند · متهورانه
-
انگيختار · انگيزه · انگیزان · انگیزه · برانگیزنده · تکان · تکانگر · جنبش زا · مشوق · نیروی برانگیزنده · نیروی جنبش · نیروی حرکتی · گشتاور
-
(آنچه که با نیرو و شدت زیاد حرکت کند) پرخشونت · (کسی که با شتاب و نسنجیده عمل کند) شتابزده · بى پروا · بی صبر · بی قرار و دمدمی · بی پروا · تابع امیال آنی · تندخو · دیوسار · عجول · ناگه کار · پرشدت
-
انگيختار · انگيزه · انگیزان · انگیزه · برانگیزنده · تکان · تکانگر · جنبش زا · مشوق · نیروی برانگیزنده · نیروی جنبش · نیروی حرکتی · گشتاور
-
(آنچه که با نیرو و شدت زیاد حرکت کند) پرخشونت · (کسی که با شتاب و نسنجیده عمل کند) شتابزده · بى پروا · بی صبر · بی قرار و دمدمی · بی پروا · تابع امیال آنی · تندخو · دیوسار · عجول · ناگه کار · پرشدت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن