ترجمه "impinge" به فارسی

تجاوز کردن, برکوفتن, (با: on یا upon یا against) خوردن به بهترین ترجمه های "impinge" به فارسی هستند.

impinge verb دستور زبان

(transitive) To have an effect upon; to limit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تجاوز کردن

    verb
  • برکوفتن

  • (با: on یا upon یا against) خوردن به

  • ترجمه های کمتر

    • (با: on یا upon) دست اندازی کردن (به حقوق یا مال دیگران)
    • (با: on یا upon) پرماسیدن
    • اصابت کردن
    • تماس داشتن
    • خطور کردن
    • دست درازی کردن
    • دست یازیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " impinge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "impinge" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "impinge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه