ترجمه "implacability" به فارسی

سنگدلی, کینه, سختی بهترین ترجمه های "implacability" به فارسی هستند.

implacability noun دستور زبان

The quality or state of being implacable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنگدلی

  • کینه

    noun
  • سختی

  • تسکین ناپذیری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " implacability " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "implacability" با ترجمه به فارسی

  • (در مورد دشمنی و غیره) سرسخت · (نادر) تسکین ناپذیر · آرام نشدنی · آشتی ناپذیر · رام نشدنی · سازش ناپذیر · کم نشدنی
  • از روی سختی یا سنگدلی چنانکه ارامش نپذیرد
  • (در مورد دشمنی و غیره) سرسخت · (نادر) تسکین ناپذیر · آرام نشدنی · آشتی ناپذیر · رام نشدنی · سازش ناپذیر · کم نشدنی
  • از روی سختی یا سنگدلی چنانکه ارامش نپذیرد
  • (در مورد دشمنی و غیره) سرسخت · (نادر) تسکین ناپذیر · آرام نشدنی · آشتی ناپذیر · رام نشدنی · سازش ناپذیر · کم نشدنی
اضافه کردن

ترجمه های "implacability" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه