ترجمه "implosive" به فارسی
(آوا شناسی) بندشی, انسدادی - انفجاری, درون انسدادی بهترین ترجمه های "implosive" به فارسی هستند.
implosive
adjective
noun
دستور زبان
Formed by implosion. [..]
-
(آوا شناسی) بندشی
-
انسدادی - انفجاری
-
درون انسدادی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " implosive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "implosive" با ترجمه به فارسی
-
همخوان مکیده
-
(آواشناسی) بندش · (انفجار ازداخل) درترکیدن · انسداد و انفجار · انفجار از داخل · انفجار درونی · درونپاشی · درپکیدن · رمبش
-
(آواشناسی) بندش · (انفجار ازداخل) درترکیدن · انسداد و انفجار · انفجار از داخل · انفجار درونی · درونپاشی · درپکیدن · رمبش
-
(آواشناسی) بندش · (انفجار ازداخل) درترکیدن · انسداد و انفجار · انفجار از داخل · انفجار درونی · درونپاشی · درپکیدن · رمبش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن